اخبار ویژه

حسام الدین آشنا یکی از لمپین های سیاسی زائیده حکومت است

«لمپنيسم» از ريشه آلماني «لمپن» يا «لومپن» (Lumpen) گرفته شده است. واژة «لمپن» يا «لومپن» در مفهوم لغوي آن به كسي اطلاق مي گردد كه به گروه يا طبقه خاصي وابسته نباشد. اين واژه معمولاً با پسوند «پرولتاريا» (Lumpen proletariat) بكار مي رود و منظور از آن كارگران فقير و ژنده پوش و بطور كلي كارگراني است كه از طبقه و جايگاه خود بريده و به عنوان گروهي بيكاره اند.

آنها به دليل وضع خاص اقتصادي و فقر فرهنگي معمولاً‌ بازيچة دست بازيگران مختلف سياسي و به عنوان سياهي لشگر جريان هايي نظير فاشيسم و امثال آن قرار مي گيرد. به عنوان مثال ماركس شكل گيري بناپارتيسم (bonapartism) را نوعي اتحاد فرصت طلبانه و عوام گرايانه بخشي از بورژوازي و لمپن پرولتاريا معرفي مي كند كه براي كسب قدرت و مشروعيت خود در جلب آراء و افكار عمومي از اين گروه بهره گرفت.

 

حسام‌الدین آشنا در سال ۱۳۴۳ در تهران به دنیا آمد او تا سال ۱۳۶۷ که ۲۴ سال داشت فقط یک کارمند ساده رادیو بود.

شانس و بخت اول درب ایشان را زد

اما در این سال به یکباره ورق برگشت و بادختری با چندین سال بزرگتر آشنا شد.

او در سال ۱۳۶۷ با دختر قربانعلی دری نجف‌آبادی ازدواج کرد و ره صدساله را یکروزه طی نمود.

اما قربانعلی دری نجف‌آبادی  نماینده مجلس دوم، مجلس چهارم و مجلس پنجم شورای اسلامی، نماینده مجلس خبرگان رهبری و برای مدتی وزیر اطلاعات  و نیز دادستان کل کشور بود.

پس ورق برگشت بگونه ای که اول خطبه عقد آشنا و همسرش را آیت‌الله خامنه‌ای خواند سپس با مدرک دیپلم بدون کنکور وارد دانشگاه امام صادق (ع) شد و یکباره  دکتری معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات را با تز من در آوردی ” دیپلماسی فرهنگی آمریکا در ایران”  از دانشگاه امام صادق را اخذ نمود ودر همانجا شروع به تدریس معارف اسلامی نمود.

پس از گرفتن دکتری ، لباس روجانیت را ازتن درآورد تا در قالب جدیدی وارد عرصه سیاست شود.

ابتدا عضو ده ها نشریه محلی شد که حتی تیراژ بعضی از آنها به هزار عدد هم نمی رسید

شانس دوم باز هم به درب خانه  ایشان رسید
وقتی گه پدرخانم ایشان وزیر اطلاعات شد حسام نیز مسول اطلاعات قم شد

و در نهایت شانس سوم به اورو کرد و او عصو ستاد انتخابات روجانی شود و با توجه به دوستی نجف آبادی و روحانی در مرکز امنیت ملی ، مشاور ریاست جمهور شود.

 

اگر به سوابق علمی ایشان در حوزه و دانشگاه نگاه کنید هیچ نکته پررنگی نخواهید دید حتی از طلبه های جوانتر و اساتید متوسط دانشگاه هم پایین تر است.

در سوابق مبارزاتی و سیاسی ایشان هم تاقبل از دولت روحانی  ، بازهم  حتی یک نکته هم دیده نمی شود.

ایشان و امثال ایشان همیشه دست بوس همه بوده اند چون معمولا کسی دست بوسی می کند که اصلا مایه ای از خود نداشته باشد.

آخر مگر می شوذ یک فرد دست بوس هاشمی باشد بعد دست بوسی احمدی نژاد را بکند

آخر مگر می شوذ یک فرد دست بوس روحانی باشد بعد دست بوسی جنتی را بکند

و…………………….

 

 

حتی بوسیدن دست در اسلام بشدت نهی شده است که به اسناد ذیل می توان اشاره کرد

امام رضا(ع):
«کسی دست کسی را نبوسد؛ زیرا بوسیدن دست کسی، مثل نماز گزاردن برای اوست»!

قال علی بن موسی الرضا(ع):
(لايقبل الرجل يدالرجل فان قبلة يده كالصلاة له)
(تحف العقول، ص ۴۵۰)

امام صادق(ع):

“سر و دست كسي بوسيده نمي‏شود مگر رسول خدا(ص)”

بحارالانوار، ج ۷۳، ص ۳۷، ح ۳۵٫

 

اما نکته مهم در این مقاله  بوسیدن دست چه کسی و کجا و… نیست

نکته افرادی هستند که فکر می کنند آسمان شکافته شد و مانند آشنا به خاک ایران فرود آمد و قرار است تحولی عظیم توسط این آقایان رخ بدهد
نه برادر من

این آقایان یکی از هزار لمپین سیاسی هستند که جهت باد را فهمیدند و بادبان کشتی خود را تنظیم کردند وگرنه نه تو مهمی و نه کشورت برای چنین مردانی

 

 

 

انتشار توسط 8 تم