اخبار ویژه

ریاست جمهوری و کفن دزد

شاه غلام  با ضعیفه خود، خلوت کرده بود و مطابق اوضاع جاریه کشور، شاه غلام احساس سیاسی بودن کرده بود گفت :ضعیفه جان به کی رای بدیم؟ ضعیفه که کلی سرخاب وسفید آب زده بود گفت:سالها است که ریاست جمهور ها و پادشاهان  مختلف می آیند و همیشه مردم می گویند ” خدا پدر قبلی را بیامرزد که این یکی ما را بدبخت کرد”.

سپس ضعیفه یا یک حرکت لوندی نزدیک شاه غلام شد و گفت : حکایت ما دقیقا حکایت “ریاست جمهوری و کفن دزد” می باشد. سپس ادامه دادکه کفن دزدی در بستر مرگ افتاده بود،پسر خویش را فراخواند، پسر به نزد پدر رفت گفت ای پدر امرت چیست ؟پدر گفت ،پسرم من تمام عمر به کفن دزدی مشغول بودم و همواره نفرین خلقی بدنبالم بود اکنون که در بستر مرگم و فرشتهءمرگ را نزدیک حس میکنم بار این نفرین بیش از پیش بردوشم سنگینی میکند.از تو میخواهم بعد از مرگم چنان کنی که خلایق مرا دعا کنند و از خدای یکتا مغفرت مرا خواهند. ..

پسر گفت ای پدر ، چنان کنم که میخواهی و از این پس مرد و زن را به دعایت مشغول سازم

‫و پدر همان دم جان به جان آفرین تسلیم کرد.

‫از فردا پسر شغل پدر پیشه کرد با این تفاوت که کفن از مردگان خلایق می دزدید و چوبی در شکم آن مردگان فرو مینمود وازآن پس خلایق میگفتند خدا کفن دزد اول را بیامرزد که فقط میدزدید وچنین بر مردگان ما روا نمیداشت.

و ضعیفه ادامه داد شاه غلام جان ،  ما مردم ایران  ، عادت داریم بین بد و بدتر انتخاب کنیم ، چه فرقی است بین دزد و شاه دزد!!

سپس در حالی که شاه غلام در حالت تعجب به ضعیفه نگاه می کرد گفت: دست ننم درد نکنه با این عروس آوردنش و بقیه داستان به علت بار اخلاقی سانسور شد.

انتشار توسط 8 تم